یکی از چالشهای جدی و تکرارشونده بهویژه در بحرانهایی همچون شرایط جنگی یا اغتشاشات داخلی، ضعف در اطلاعرسانی صحیح، دقیق و بهموقع و در نتیجه، بمباران بیوقفه شایعات در جامعه است؛ آسیبی که هر بار در بزنگاههای حساس اینچنینی، هزینههای سنگین روانی را به کشور تحمیل کرده است.
شایعات هدفمندی همچون دستور تخلیه شهرها یا مناطقی از کشور همزمان با حملات موشکی رژیم صهیونی، شهادت رئیسجمهور سابق کشور به همراه محافظانش یا انتقال گروهی از زندانیان به یک پایگاه بسیج را که از سوی دشمنان داخل و خارج همزمان با حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی منتشر شدهاند باید قطعات دیگری از پازل ایجاد ناامنی در جامعه دانست.
پیامدهای انتشار اخبار نامعتبر و جعلی
حمید ضیاییپرور، استاد علوم ارتباطات درخصوص پیامدهای انتشار اخبار نامعتبر و جعلی در شرایط بحرانی میگوید: قدرت رسانهای هرکدام از کشورهای درگیر جنگ، کاملاً بستگی به برخی ابزارها و شرایط داخلی و بینالمللی دارد؛ کشوری که در شرایط صلح، رسانه قدرتمند و معتبر ندارد، هنگام جنگ شرایط بسیار بدتری را تجربه میکند و گروههای معاند و حتی گروههای داخلی به انتشار خبر کذب مشغول میشوند.
ضیاییپرور با اشاره به اینکه رسانهها در تمامی دنیا به دنبال اخبار منفی مثل جنگ، قتل، تجاوز، سوانح طبیعی و... هستند، بیان میکند: پس این موضوع طبیعی است که در جنگها، رسانهها برای انتشار اخبار و اطلاعات اینچنینی تلاش کنند؛ کشوری که سعی دارد با ابزاری همچون جنگ، روایت و ابزار رسانهای، خودش را قویتر جلوه دهد، احتمالاً در زمینه نظامی با مشکل مواجه شده است و این موضوع میتواند در هر کشوری رخ دهد.
وی با اشاره به اینکه ما در روایتگری صحیح جنگ ضعف داریم، تصریح میکند: ما در شرایط عادی هم بسیار محتاط عمل میکنیم و این تفکر غلط مبنی بر انتشار نیافتن خبر حاکم است. علاوه بر آن، متأسفانه در نحوه تولید، تأیید و انتشار اخبار نیز دچار کنترلگری اخبار و افکار هستیم، این در صورتی است که امروزه در دنیا شفافیت اخبار و آنچه واقعاً اتفاق افتاده دارای اهمیت است.
این استاد دانشگاه ادامه میدهد: نقاط ضعف رسانههای داخلی؛ تأخیر، سکوت، حضور کمرنگ رسانههای بینالمللی در ایران، تحت تأثیر اخبار جعلی قرار گرفتن و انتشار اخبار و اطلاعیهها بدون راستیآزمایی و نمایش تأثیرات است که باید در رفع آنها تلاش کرد.
در دنیای رسانه، کشورها از مدتها پیش برای آنکه اعتماد عمومی را به رسانههای خودشان جلب کنند برنامهریزی میکنند و پس از آنکه مرجعیت رسانهای ایجاد شد لابهلای آن میتوانند فیکنیوزها، شایعات و خبرهای نادرست و اطلاعات غلط را به خورد افکار عمومی بدهند.
وی معتقد است: نخست، اهمیت ماجرا و دوم، ابهام در مورد اطلاعرسانی درباره آن موضوع موجب میشود چنین شایعات و اخبار جعلی در مواقع جنگ و بحران خیلی شدیدتر و بیشتر وجود داشته باشد.
اطلاعرسانی شفاف؛ پادزهر شایعات
ضیایی پرور میافزاید: اطلاعرسانی شفاف در مورد موضوعات حساس میتواند پادزهر شایعات باشد؛ وقتی اطلاعرسانی درست صورت نمیگیرد زمینه برای تولید و انتشار انواع شایعات و فیکنیوزها فراهم میشود.
وی دلیل انتشار اخبار جعلی در روزهای اخیر را در نبود شفافیت اطلاعاتی عنوان میکند و ادامه میدهد: مردم به دو دلیل این اخبار را باور میکنند؛ نخست اینکه قبلاً نیز چنین مواردی مطرح بوده و در مورد آن اطلاعرسانی نشده و به نوعی مردم بدبین شدهاند و اعتمادشان به رسانههای داخلی سلب شده است.
دلیل دوم این است ما در سالهای گذشته نتوانستیم رسانهای را که مورد اعتماد عموم مخاطبان باشد در داخل کشور به وجود بیاوریم.
ضیاییپرور با اشاره به ماجرای سقوط هواپیمای اوکراینی که سه روز پس از حادثه در ایران درباره نحوه سقوط آن سکوت خبری وجود داشت، عنوان میکند: رسانههای خارجی از همان ابتدا به سرنگونی این هواپیما توسط پدافند ایرانی اشاره میکردند، این درحالی بود که در صداوسیما یک کارشناس و خلبان خبره حاضر شده و سقوط هواپیما توسط پدافند ایرانی را رد میکرد.
در مدیریت اطلاعرسانی در بحران دچار ضعفهای بسیار فاحش و اساسی هستیم، به همین دلیل نتوانستهایم اعتماد عمومی را در شرایط بحران جلب کنیم و در نتیجه به محض اینکه اتفاق یا حادثهای رخ میدهد مردم به سراغ رسانههای خارجی میروند.
ما معمولاً اجازه میدهیم دیگران شایعهسازی کرده و خبرهای راست و دروغ را مخلوط کنند و پس از آن وارد جریان خبررسانی میشویم.
این استاد ارتباطات با اشاره به اینکه در حوزه اطلاعرسانی صحت و سرعت، حرف اصلی را میزند، میگوید: امروز در مقوله جنگ روایتها برنده کسی است که نخستین روایت را بگوید، هرچند آن روایت کامل نبوده و ناقص گفته شده باشد، یعنی ناقص بودن روایت برای مردم قابلپذیرشتر است تا اینکه ماجرا را پنهان کنیم.
وی به ماجرای خبررسانی در حادثهای که برای بالگرد رئیسجمهور شهید آیتالله رئیسی اتفاق افتاد هم اشاره و بیان میکند: در آن حادثه، یکی از خبرگزاریهای معتبر کشور ادعا کرد هیچ اتفاقی رخ نداده و رئیسجمهور بهصورت زمینی عازم تبریز شده است، درحالی که معلوم نیست این اطلاعات از کجا به آن خبرگزاری رسیده و حتی معاون اجرایی وقت رئیسجمهور هم از تماس تلفنی با همراهان رئیسجمهور خبر داده بود، حال آنکه هیچ کدام از این خبرها اثبات نشد.
تأخیر در اطلاعرسانی و بروز شایعات
یک کارشناس سواد رسانه نیز با اشاره به اینکه هرگونه تأخیر در اطلاعرسانی رسمی، مخاطبان را سردرگم میکند و موجب مراجعه آنها به منابع غیررسمی و شبکههای اجتماعی میشود، میگوید: این مسئله در نهایت زمینهساز گسترش شایعات و کاهش اعتماد عمومی به رسانههاست.
عباس تقیزاده اظهار میکند: رسانهها تنها ابزار انتقال خبر نیستند، بلکه به یکی از مهمترین بازیگران شکلدهی به افکار عمومی، مدیریت بحرانهای اجتماعی و جهتدهی به احساسات جمعی تبدیل شدهاند.
وی با اشاره به اینکه مهمترین هدف پخش اخبار منفی یا جعلی رسانهها در زمان بحران، اغنای مخاطب است، میگوید: ما در بحرانها معمولاً نمیدانیم چه خواهد شد، گاهی حتی نمیدانیم دقیقاً چه اتفاقی افتاده یا در حال وقوع است؛ همین ناآگاهی موجب میشود افراد مدام میان خبرها جستوجو کرده، مطالب کانالها و منابع مختلف را بالا و پایین کنند تا بفهمند دقیقاً چه اتفاقی در جریان است و آینده به چه سمتی میرود.
درچنین فضایی، رسانههای دشمن شروع به موجسواری میکنند؛ آنها وارد تحلیل آینده میشوند، درباره اتفاقات گذشته تحلیل ارائه میدهند و سعی میکنند این ابهام را به نفع روایت خود جهتدهی کنند؛ این شرایط، بستر مناسبی برای شکلگیری و گسترش شایعات و رواج اخبار جعلی فراهم میکند.
این کارشناس با اشاره به اینکه ترس از جنگ وعواقب آن میتواند روحیه مردم را تخریب و آنها را وادار به تسلیم کند، میافزاید: ترس از وقوع اتفاقات ناگوار که ممکن است در آینده رخ دهد، یکی از قویترین تکنیکهای اغنایی در زمان بحرانهایی مثل جنگ است که این موضوع نیازمند دقت و آگاهی است.
تحریک احساسات بر مبنای شایعات
تقیزاده درخصوص اینکه چگونه میتوان تشخیص داد یک روایت بهطور عمد برای تحریک احساسات و بر مبنای شایعات طراحی شده است، عنوان میکند: یکی دیگر از اتفاقاتی که در بحران رخ میدهد این است که شرایط مبهم و اضطرابزا، نوعی کلافگی و درماندگی در مخاطب ایجاد میکند. رسانهها گاهی از این کلافگی و درماندگی استفاده میکنند و به آن جهت میدهند؛ در این فرایند، رسانهها برای مخاطب، مقصر معرفی میکنند؛ در نتیجه، حس افسردگی و درماندگی به یک خشم فروخورده تبدیل میشود. این خشم، خشمی است که رسانه به مخاطب میگوید مقصر آن چه کسی است.
وی ادامه میدهد: در برخی موارد، اخبار جعلی رسانهها حتی پا را فراتر میگذارند و همچون اغتشاشات اخیر، مردم را به خشونت دعوت میکنند؛ آنها مخاطبان را ترغیب میکنند خشم خود را در عمل نشان دهند، اعتراض کنند، شورش کنند یا دست به تخریب بزنند. در این نقطه، رسانه و روایت احساسی آن، به یک سلاح تبدیل میشود.
این کارشناس سواد رسانه به نقش نبود یک رسانه مرجع در شکلگیری شایعات و اخبار منفی اشاره کرده و میافزاید: رسانه زمانی میتواند نقش واقعی خود را ایفا کند که به مرجع قابل اعتماد برای مخاطب تبدیل شود؛ اگر این مرجعیت تضعیف شود یا اطلاعرسانی با تأخیر انجام گیرد، جامعه برای تأمین نیاز اطلاعاتی خود به منابع غیررسمی رجوع میکند.
مخاطب امروز در برابر حجم گسترده ای از اطلاعات قرار دارد و اگر رسانههای حرفهای نتوانند سریع، شفاف و دقیق اطلاعرسانی کنند، میدان به روایتهای ناقص و گاه نادرست واگذار میشود.
تقیزاده در کنار مسئولیت رسانهها، بر نقش مخاطبان نیز تأکید دارد و میگوید: افزایش سواد رسانهای به مردم کمک میکند هر محتوایی را بدون ارزیابی نپذیرند، منبع خبر را بررسی کنند و تحت تأثیر موجهای احساسی قرار نگیرند.
این کارشناس رسانه با تأکید بر اینکه در فضای مجازی میزان بروز احساسات بسیار بیشتر از زندگی واقعی است، تصریح میکند: وقتی کاربران بهطور مداوم در معرض محتوای احساسی یا خشمگین قرار میگیرند، این فضا میتواند بهتدریج احساسات آنها را از ترس به سمت خشم سوق دهد.
وی یکی از مهمترین چالشها در زمان بروز شایعات در مواقع بحران را فاصله زمانی میان وقوع رویداد و اطلاعرسانی رسمی میداند و خاطرنشان میکند: هر میزان تأخیر در ارائه اطلاعات معتبر بیشتر باشد، احتمال گرایش مخاطب به منابع غیررسمی افزایش مییابد.
جامعهای که هم رسانه مسئول داشته باشد و هم مخاطب آگاه، در برابر شایعات بحرانهای خبری و روانی مقاومتر عمل خواهد کرد.





نظر شما